ميرزا محمد على وفا زواره اى

93

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

صفا 45 هو سيّد محمّد بن الحاج سيّد عبد العظيم الحسينى الاصفهانى . والد ماجدش از اجلّهء سادات عالىدرجات عصر ، و از اعزّهء فضلاى خجسته عادات دهر بوده ، حضرتش را علماى روزگار ، معزّز داشتندى ، و از لوازم احترامش ، دقيقه‌اى مهمل نگذاشتندى . به عزم سياحت به ساحات هند رفته ، سالها در آن ممالك به سر برده . در ولايت لكنهو كه از ولايات مشهوره هند است ، در كمال عزّت به سر برده ، هم در آنجا از قيود و علايق رست ، و به جوار رحمت ايزدى پيوست - اعلى اللّه مقامه و جعل الجنة امامه « 1 » - . چون مرحوم مزبور را به واسطهء قدردانى با جناب مستطاب مقتدى الأنام قدوة الأيّام « 2 » ، كمال اخلاص و منتهاى اختصاص بود ، و همواره در بدايت امور از جنابش تمجيدى بسزا مىنمود ، مشار اليه نيز به مضمون « من يشابه ابه فما ظلم ، اقتدى بابيه الاكرم » 46 از هنگام ريعان صبى ، و اوايل عنفوان شباب ، كه يمين را از يسار تشخيص دادى ، و خير را از شر ، وجه رجحان نهادى ، پيوسته حلقهء ارادتش در گوش و مرسلهء اخلاصش ، زيور شاهد هوش است . بيت رخ برنتابد ، از راه خدمت * سر بر ندارد از خاك درگاه 47 همانا در آن حضرت فردوس نسبت ، زبان حالش مضمون قطعهء سيّد جلال عضد را معروض آورده كه : قطعه 48 چار چيز است كه در سنگ اگر جمع شود * لعل و ياقوت شود سنگ بدان خارايى پاكى طينت و اصل گهر و استعداد * تربيت كردن مهر از فلك مينايى

--> ( 1 ) - منامه ( 2 ) - ( ندارد )